دریافت کد ترجمه گر وبلاگ گرگ و بره - بره و چوپان - رسانه - خبر های قدیم و جدید
X
تبلیغات
رایتل

رسانه - خبر های قدیم و جدید

مطالب - علمی- وحوش - فلسفی - ادبی - تاریخی - علوم ماوراء - نظامی - صنعتی - معدنی - زمین - هوا- فضا - اکتشافات - ادیان- فرقه ها

داغ کن - کلوب دات کام
شنبه 20 آذر 1389 ساعت 10:36 ب.ظ

گرگ و بره - بره و چوپان

http://tcuir.files.wordpress.com/2009/08/goosfand1.jpg


گرگ مستی شب به صحرا زد کمین *** مادرم را بردرید وکرد من را دلغمین
مادرم از بهر من جان رابه دندانها سپرد *** نیمه شب درچنگ گرگ افتاد وجانش راسپرد
گرگ مادر را گرفت واشکمش را پاره کرد *** تک وتنها در بیابانها مرا آواره کرد
صبح شد آن شب به چشم نور روز  *** بر تنم می خورد نور گرم خورشید تموز
از قضا من اوفتادم دست چوپان گله *** برد من را کرد میهمان گله
گوسفندی بره مرده دایه ام شد زود زود  *** چند روزی غم گسار ناله ام شد زود زود
دایه ای بود وبه من بهتر زمادر می نمود *** لیسه براندام و شعر مرگ مادر می سرود
بخت کج آن دایه را از من گرفت *** بار دیگر جان من از تن گرفت
شیر می دوشید چوپان از گله از بهرمن *** گرچه به ظاهر شیر بود لیکن به باطن زهر من
گاه گاهی در غیاب چشمهای دیگران *** شیرمی دوشید اندر شیردان
ماه ها طی شد زمستان سر رسید *** فصل شیرم شدتمام ویونجه دادن سر رسید
محنت بسیار چوپان از برایم می کشید *** تار وپود زندگی را با دل وجان می تنید
روزها در دشت وصحرا می چراند *** سگ گله بهر دفع دشمنانم می دواند
آخوری پر از علف بهرم گشود *** هی هی از بهرم نمود وبع بع من راستود
سالها از عمرمن این سان گذشت *** روز از شب،شب ز روز بهتر گذشت
بچه چوپان که با من زاده بود  *** شد بزرگ وبهر کار همسری آماده بود
جشن دامادی گرفتند شادمانی شد عیان *** بهر عمر من رسید فصل خزان
کارد تیزی کرد چوپان تیزتر  *** خون به چشمش آمد ولبریز تر
دستهایم بست و بر پهلو نهادم بر زمین *** خون من را ریخت با دست خودش روی زمین
بر گلویم کارد تیزش می کشید *** ناله ام را مادر من می شنید
کاش در هنگام میلادم به دشت *** طور دیگر می شد از من سرنوشت